غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۷۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی روی تو چشم از همه خوبان نتوان بست

یوسف چو نباشد در کنعان نتوان بست

۱

تا بوی گلی سلسله جنبان نسیم است

بر ما ره آمد شد بستان نتوان بست

۲

هر چند که چون دل گهری رفته ز دستم

تهمت به سر زلف پریشان نتوان بست

۳

امروز که دست ستم ناز درازست

بر سینه ره کاوش مژگان نتوان بست

۴

در کیش سر زلف که هم عهد شکست است

زنار توان بستن و پیمان نتوان بست

۵

در آتشم از محرمی آینه تو

هر چند در خلد به رضوان نتوان بست

۶

صائب پر و بالی بگشا موسم هندست

دل را به تماشای صفاهان نتوان بست

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نتوان بستقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نتوان بست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بستبست
  2. استبست
  3. دستمبست
  4. درازستبست
  5. استبست
  6. توبست
  7. هندستبست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.