در عالم بالاست تماشایی اگر هست
بیرون ز مکان است و زمان جایی اگر هست
۱چیزی که بجا مانده همین ترک تمناست
در خاطر عشاق تمنایی اگر هست
۲در غیبت خلق است اگر هست حضوری
در ترک تماشاست تماشایی اگر هست
۳اشکی است که در ماتم امید فشانند
در روی زمین آب گوارایی اگر هست
۴آهی است که از سینه افسوس برآید
در باغ جهان نخل تمنایی اگر هست
۵از ساده دلی چون گذری عالم مستی است
در زیر فلک دامن صحرایی اگر هست
۶بر گرد جهان دور زدن بر تو حلال است
خورشید صفت دیده بینایی اگر هست
۷در آینه تار، پری دیو نمایند
صاف است جهان جان مصفایی اگر هست
۸بر طوطی جان، تلخی غربت ننماید
در خانه دل آینه سیمایی اگر هست
۹گردست فشاندن به دو عالم نتوانی
در دامن عزلت بشکن پایی اگر هست
۱۰زنهار که غافل مشو از خامه نقاش
در مد نظر صورت زیبایی اگر هست
۱۱صائب دل پر خون بود و دیده خونبار
در مجلس ما ساغر و مینایی اگر هست
۱۲