در جوش لاله و گل، دیوانه را عروسی است
چون تابه گرم گردد، این دانه را عروسی است
۱از سینه های گرم است هنگامه جهان گرم
تا هست باده در جوش میخانه را عروسی است
۲رطل گران بود سنگ از دست تازه رویان
هر جا که کودکانند دیوانه را عروسی است
۳شد عشق سنگدل شاد تا باختیم ایمان
برگشت هر که از دین بتخانه را عروسی است
۴هنگامه محبت افسردگی ندارد
از فیض عشق سی شب پروانه را عروسی است
۵نگذاشت شور مجنون یک طفل در دبستان
در خانه ای عروسی، صد خانه را عروسی است
۶باطل ز قرب باطل صائب شکفته گردد
در گوش خوابناکان افسانه را عروسی است
۷