چینی که طراز جبهه یارست
بندی است که بر زبان اغیارست
۱حسن از تمکین دوام می گیرد
گوش سنگین حصار گلزارست
۲سیری ز نظاره نیست عاشق را
آیینه گرسنه چشم دیدارست
۳هر چند ترا ز نام ما ننگ است
هر چند ترا ز یاد ما عارست:
۴با یاد توام هزار هنگامه
با نام توام هزار و یک کارست
۵در کوچه گوهرست رفتارش
چون رشته سبکروی که هموارست
۶کوته نظری است خوشدلی کردن
ز اقبال که پیش خیز ادبارست
۷با عشق جدل مکن که نه گردون
یک لقمه این نهنگ خونخوارست
۸کوه غم عشق برگ کاهی نیست
بر خاطر من که برگ گل بارست
۹در دل مگذر که خواب آسایش
در سایه این شکسته دیوارست
۱۰در دیده خرده بین ما صائب
دل مرکز و نه سپهر پرگارست
۱۱