غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

از وصل صدف گهر گریزان است

بر حسن غریب، خانه زندان است

۱

خلوت طلب است حسن سنگین دل

از شش جهت حرم بیابان است

۲

زآنهاکه گذشت بر سر مجنون

بید مجنون هنوز لرزان است

۳

در سینه پر ز ناوک من، دل

شیری است که خفته در نیستان است

۴

دیوانه دروغگو نمی باشد

بر سنگ محک دروغ بهتان است

۵

چون آینه هر که بینشی دارد

در چهره خوب و زشت حیران است

۶

از روی گشاد، فیض می بارد

در خنده برق امید باران است

۷

سررشته عمر مسندآرایان

ممدود به قدر مد احسان است

۸

از سینه گرم آه پیرایان

تا باغ بهشت یک خیابان است

۹

عزلت طلبی که نام می جوید

دامی است که زیر خاک پنهان است

۱۰

هرگز دل اهل عشق بی غم نیست

در قطره ما همیشه طوفان است

۱۱

باشند چو گوی خلق سرگردان

تا قامت چرخ همچو چوگان است

۱۲

آن کس که شناخت ذوق تنهایی

از سایه خویشتن گریزان است

۱۳

با خویش کسی که مغزی آورده است

چون پسته به زیر پوست خندان است

۱۴

عمری است که روزگار من صائب

چون روزی اهل دل پریشان است

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـان۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. دلاست
  3. مجنوناست
  4. دلاست
  5. باشداست
  6. دارداست
  7. بارداست
  8. مسندآرایاناست
  9. پیرایاناست
  10. جویداست
  11. نیستاست
  12. سرگرداناست
  13. تنهاییاست
  14. استاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.