عشق تو ز دل بدر نمی آید
سیمرغ ز قاف برنمی آید
۱مأوای دل از دو کون بیرون است
این بیضه به زیر پرنمی آید
۲تر دامنی وصفای دل هیهات
آیینه ز آب برنمی آید
۳شبنم ز کنار آفتاب آمد
از یوسف ما خبر نمی آید
۴دل پخته چو شد به خاک می افتد
خودداری ازین ثمر نمی آید
۵تا پای ترا رکاب بوسیده است
پایش به زمین دگر نمی آید
۶امید نگاه دارم از چشمش
از بیخبران خبر نمی آید
۷از کوچهٔ نِی کدام شب صائب
صد قافلهٔ شکر نمی آید
۸