غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج

نبود آتش خورشید به دامان محتاج

۱

نه ز نقص است اگر خال ندارد دهنش

نیست آن کان ملاحت به نمکدان محتاج

۲

چشم بد دور ز رخسار عرقناک تو باد!

که مرا کرد به صد دیده حیران محتاج

۳

حسن را شرم ز آفات نگه می دارد

نبود چهره مریم به نگهبان محتاج

۴

نشود جمع به هم نعمت و دندان هرگز

که صدف در دل دریاست به دندان محتاج

۵

سر خود گیر ز درگاه بهشت ای رضوان

که در اهل کرم نیست به دربان محتاج

۶

عجز آنجا که کند قدرت خود را ظاهر

به مددکاری مورست سلیمان محتاج

۷

در دل ابر چه خون تلخی دریا که نکرد

نشود هیچ کریمی به لئیمان محتاج!

۸

می توان یافت که فهمیده نمی گوید حرف

هر که باشد به سخن فهمی یاران محتاج

۹

دل دیوانه ما بی دف و نی در رقص است

شور ما نیست به این سلسله چندان محتاج

۱۰

دیده سیر مدارید توقع ز جهان

که سپهرست ز خورشید به یک نان محتاج

۱۱

صائب البته سخنگو طرفی می خواهد

لب خاموش نباشد به سخندان محتاج

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: محتاجقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«محتاج» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. محتاجمحتاج
  2. دهنشمحتاج
  3. بادمحتاج
  4. داردمحتاج
  5. هرگزمحتاج
  6. رضوانمحتاج
  7. ظاهرمحتاج
  8. نکردمحتاج
  9. حرفمحتاج
  10. استمحتاج
  11. جهانمحتاج
  12. خواهدمحتاج

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.