جذبه عاشق اثر در سنگ خارا میکند
کوهکن معشوق خود از سنگ پیدا میکند
۱هرکه بر خود سخت گیرد کارهای سهل را
سنگ بهر شیشه هستی مهیا میکند
۲دامن همت به دست آور درین گلشن که سرو
طی راه عالم بالا به یک پا میکند
۳کار روشن گوهران هرگز نیفتد در گره
کشتی می بادبان از ابر پیدا میکند
۴دست ناشستن ز دنیا بیجگر دارد ترا
ورنه ماهی بستر و بالین ز دریا میکند
۵جمع میسازد دل صدپاره را سودای عشق
لاله از داغ درون شیرازه پیدا میکند
۶قهرمان عشق را آیین و رسم دیگرست
دار منصور از کلام راست برپا میکند
۷صحبت همتبلندان کیمیای دولت است
تاجبخشی ساغر از بالای مینا میکند
۸میتواند بر کمر زد دست در دیوان حشر
هرکه امروز از بصیرت کار فردا میکند
۹خامشی از هرزهگویان است در دیوان عشق
دل همان از سادهلوحی نامه انشا میکند
۱۰گر رگ خامی نباشد با جنونش دور نیست
روزگاری شد که صائب مشق سودا میکند
۱۱