غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جان مشتاقان غبار جسم را صرصر بود

زودتر آخر شود شمعی که روشنتر بود

۱

مردم کوته نظر در انتظار محشرند

دیده روشندلان آیینه محشر بود

۲

باد هستی را زسر بیرون کن از طوفان مترس

بادبان چون جمع سازد خویش را لنگر بود

۳

پرده امید باشد ناامیدیهای ما

خیمه تبخاله ما بر لب کوثر بود

۴

در زمان ما که بیمهری قیامت می کند

دامن مادر به طفلان دامن محشر بود

۵

بیشتر شکرلبان عهد دشمن پرورند

ورنه از خط نسبت طوطی چرا کمتر بود؟

۶

نیست صائب راه بر افلاک جان تیره را

قسمت خاک است هر دردی که در ساغر بود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بودقافیه: ـر۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. بودبود
  2. محشرندبود
  3. مترسبود
  4. مابود
  5. کندبود
  6. پرورندبود
  7. رابود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.