غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

با وجود مرگ، کی هستی گوارا می‌شود؟

تلخی ماتم کجا شیرین به حلوا می‌شود

۱

بر سر بازار چون آیینه‌های ساده‌لوح

جوهر بیناییم خرج تماشا می‌شود

۲

هر بلندی پست می‌گردد به تدریج زمان

آخر این کهسارها دامان صحرا می‌شود

۳

کوهکن از نقش شیرین پشت خود بر کوه داد

لاف بیکارست هرجا کار گویا می‌شود

۴

از هجوم آهوان صحرا به مجنون تنگ شد

عشق در هرجا بود هنگامه پیدا می‌شود

۵

می‌فتد در رشته کارم ز گوهر صد گره

چون صدف گر عقده‌ای از کار من وامی‌شود

۶

گر چنین بالد به خود باغ از نوید مقدمت

سبزه خوابیده‌اش چون سرو رعنا می‌شود

۷

سنگ راه اتحاد سالک است افسردگی

چون گهر شد قطره دور از وصل دریا می‌شود

۸

دیده هرکس که روشن شد به نور اتحاد

نه فلک در دیده‌اش یک چشم بینا می‌شود

۹

بیضه از فریاد بلبل چون جرس نالان شده است

عشق در گهواره ناطق همچو عیسی می‌شود

۱۰

بر دد و دام است خون عاشقان صائب حرام

در دهان شیر مجنون بی‌محابا می‌شود

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌شودقافیه: ـا۹ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. می‌شودمی‌شود
  2. ساده‌لوحمی‌شود
  3. زمانمی‌شود
  4. دادمی‌شود
  5. شدمی‌شود
  6. گرهوامی‌شود
  7. مقدمتمی‌شود
  8. افسردگیمی‌شود
  9. اتحادمی‌شود
  10. استمی‌شود
  11. حراممی‌شود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.