عیب پاکان زود بر مردم هویدا میشود
در میان شیر خالص موی رسوا میشود
۱زشت در سلک نکویان مینماید زشتتر
پای طاوس از پر طاوس رسوا میشود
۲میکند خلق بزرگان در هواخواهان اثر
ابرها مظلم ز روی تلخ دریا میشود
۳دل چو بیغم شد نمیگردد به درمان دردمند
گل نگردد غنچه نشکفته چون وامیشود
۴حرص را شیر برومندی بود موی سفید
قد دوتا چون شد، غم روزی دو بالا میشود
۵هرکه چون شبنم درین گلزار خود را جمع کرد
همسفر با آفتاب عالمآرا میشود
۶نقش شیرین کوهکن را ساخت از دعوی خموش
لاف بیکارست هرجا کار گویا میشود
۷بادههای تلخ میگردد به فرصت خوشگوار
ذوق کار عشق آخر کارفرما میشود
۸نیست ممکن برنگرداند ورق عشق غیور
عاقبت یوسف خریدار زلیخا میشود
۹میخلد چون تیر زهرآلود در دل سالها
هر نگه کز چشم ما خرج تماشا میشود
۱۰نقد اوقاتی که میداری ز کار حق دریغ
چون زر ممسک به کوری خرج دنیا میشود
۱۱میزنم از بیم جان بر کوچه بیگانگی
آشنایی چون مرا از دور پیدا میشود!
۱۲نیست صائب عشق را اندیشه از زخم زبان
آتش ما از خس و خاشاک رعنا میشود
۱۳