غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از گلستانی که بلبل روی گردان می شود

شبنم رخسار گل اشک یتیمان می شود

۱

نیست جان کاملان را در تن خاکی قرار

می رود آسایش ازگوهر چو غلطان می شود

۲

نیست ممکن آب با آیینه گردد سینه صاف

تیرگی رزق سکندر زآب حیوان می شود

۳

مهر خاموشی کند بی پرده راز عشق را

زخم صبح از بخیه انجم نمایان می شود

۴

حجت قاطع کند کوته زبان لاف را

شمع می لرزد به جان چون صبح خندان می شود

۵

حرص در تنگ شکر بر خاک می مالد زبان

خاک بر موران قانع شکرستان می شود

۶

مست گشتم تا زمینا پنبه ساقی برگرفت

از گل ابری زمین من گلستان می شود

۷

عیب خود را می کند پوشیده نادان در لباس

پرده دار پای خواب آلود دامان می شود

۸

تن به تسلیم و رضا دادن بود بر دل گران

طفل در گهواره بستن بیش گریان می شود

۹

قطره چون گوهر شود، ایمن شود از انقلاب

می برم غیرت به هر چشمی که حیران می شود

۱۰

سنگ طفلان است کوه قاف در میزان عقل

کوه غم صائب به مجنون سنگ طفلان می شود

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: می شودقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«می شود» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. قرارشود
  3. صافشود
  4. راشود
  5. راشود
  6. زبانشود
  7. برگرفتشود
  8. لباسشود
  9. گرانشود
  10. انقلابشود
  11. عقلشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.