غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جان زترک جسم چون گوهر فروزان می شود

چون بخار از گل برآید ابر نیسان می شود

۱

ترک خواهش را حیات جاودانی لازم است

آبرو چون جمع گردد آب حیوان می شود

۲

در هوای دانه نعلش همچنان در آتش است

پایتخت مور اگر دست سلیمان می شود

۳

بیگناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق

یوسف از دامان پاک خود به زندان می شود

۴

محو روی دوست ازخواب پریشان ایمن است

خانه در بسته گردد هر که حیران می شود

۵

ازنشاط اهل دل ظاهرپرستان غافلند

پسته دایم در میان پوست خندان می شود

۶

اهل غفلت را رهایی نیست از زندان خاک

پای خواب آلود آخر گرد دامان می شود

۷

عشق دارد در لباس شرم پنهان حسن را

شمع در فانوس از پروانه پنهان می شود

۸

نور چشم من چو شمع از گریه گرم من است

خانه اهل کرم روشن ز مهمان می شود

۹

هر که را از دست می گیرد هوای دل عنان

گردباد دامن صحرای امکان می شود

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: می شودقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«می شود» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. استشود
  3. استشود
  4. عشقشود
  5. استشود
  6. غافلندشود
  7. خاکشود
  8. راشود
  9. استشود
  10. عنانشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.