یک دل روشن نگهبان جهانی میشود
عصمت یوسف حصار کاروانی میشود
۱قطره تا دارد نظر بر خویش گرداب فناست
از خودی چون رست بحر بیکرانی میشود
۲نفس ظالم میشود مظلوم در پیرانهسر
گرگ چون گردید بیدندان، شبانی میشود
۳هرکه را بینم سری دارد به پای یار خویش
از برای تیر آه من کمانی میشود
۴شبنمی سیراب میسازد گل نمدیده را
بوی می صائب مرا رطل گرانی میشود
۵