غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پای در دامان تسلیم و رضا باید کشید

اطلس افلاک را در زیر پا باید کشید

۱

نیست جز تسلیم ساحل عالم پرشور را

در محیط بیکران دست از شنا باید کشید

۲

گر نمی آیی برون از خود به استقبال مرگ

گردنی چون شمع در راه صبا باید کشید

۳

پا کشیدن بر تو در راه طلب گر مشکل است

رهروان عشق را خاری ز پا باید کشید

۴

تلخی زهر فنا از زندگانی بیش نیست

با لب خندان به سر این رطل را باید کشید

۵

بهره چشم از بساط زود سیر روزگار

نیست چندانی که ناز توتیا باید کشید

۶

چون میسر نیست سیر بحر بی کشتی ترا

تلخی دریا ز روی ناخدا باید کشید

۷

تا درین بیت الحزن چون پیر کنعان ساکنی

بوی یوسف از گریبان صبا باید کشید

۸

تا مگر چون دانه گندم بر آیی رو سفید

روزگاری سختی نه آسیا باید کشید

۹

حسن عالم را به رنگ خویش برمی آورد

از سر هر خار ناز گل جدا باید کشید

۱۰

من که چون یوسف قرار بندگی دادم به خویش

از عزیزان منت احسان چرا باید کشید؟

۱۱

زود پیوندد شب کوته به خورشید بلند

خط چو سر زد دست ازان زلف دو تا باید کشید

۱۲

هیچ مشکل نیست نگشاید به آه نیمشب

خویش را صائب به زیر این لوا باید کشید

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: باید کشیدقافیه: ـا۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کشیدکشید
  2. راکشید
  3. مرگکشید
  4. استکشید
  5. نیستکشید
  6. روزگارکشید
  7. تراکشید
  8. ساکنیکشید
  9. سفیدکشید
  10. آوردکشید
  11. خویشکشید
  12. بلندکشید
  13. نیمشبکشید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.