نور معنی در جبین تاک می بینیم ما
در قدح افشرده ادراک می بینیم ما
۱کوری آلوده دامانان وسواس صلاح
دختر رز را به چشم پاک می بینیم ما
۲کعبه دل را که ساق عرش تا زانوی اوست
از شکاف سینه صد چاک می بینیم ما
۳هر سر مژگان ما شمع تجلی می شود
چون در آن رخسار آتشناک می بینیم ما
۴ای مروت سر برآر از جیب انصاف و ببین
تا چها از گردش افلاک می بینیم ما
۵جوهر کشتن نداری، لاف بی رحمی مزن
روزگاری شد در آن فتراک می بینیم ما
۶زخم چندین تیر طعن از زاهدان خودفروش
بر جگر از جلوه مسواک می بینیم ما
۷نیست بی اسرار وحدت می پرستی های ما
آتش ایمن ز چوب تاک می بینیم ما
۸صائب آن فیضی که مخموران نیابند از شراب
در طلوع نشئه تریاک می بینیم ما
۹