از ترشرویی ما خاک چه پروا دارد؟
می اگر سرکه شود تاک چه پروا دارد؟
۱نشود زخم زبان گرمروان را مانع
دامن برق ز خاشاک چه پروا دارد؟
۲صیقل آینه شعله بود اشک کباب
حسن از دیده نمناک چه پروا دارد؟
۳محو سر پنجه خورشید جهان افروزست
سینه صبحدم از چاک چه پروا دارد؟
۴چاک اگر از الف زخم شود سینه باز
تیغ آن غمزه بیباک چه پروا دارد؟
۵گر کند شعله آواز، مرا خاکستر
آن گل روی عرقناک چه پروا دارد؟
۶عاشق از گردش افلاک شکایت نکند
کشته از پیچش فتراک چه پروا دارد؟
۷دل چو روشن شد، ازو دست هوس کوتاه است
چشمه مهر ز خاشاک چه پروا دارد؟
۸فلک از شکوه ما تنگدلان آسوده است
حقه از تلخی تریاک چه پروا دارد؟
۹در دو عالم گرهی نیست که نگشاید عشق
عاشق از عقده افلاک چه پروا دارد؟
۱۰دو جهان چون پر پروانه گر آتش گیرد
صائب آن شعله بیباک چه پروا دارد؟
۱۱