غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سالک از منزل نزدیک شکایت دارد

شوق را سست کند ره چو نهایت دارد

۱

تشنه تیغ فنا راست سپر ابر بلا

شمع آتش به سر از دست حمایت دارد

۲

استخوانش اگر از دوری ره سرمه شود

عاشق از یار همان چشم عنایت دارد

۳

آتشی در ته پا هست اگر رهرو را

هر گیاهی به رهش شمع هدایت دارد

۴

تاک از گریه مستانه به میخانه رسید

گریه ای کز سر دردست سرایت دارد

۵

سود سودای محبت همه در نقصان است

ساده لوح آن که تمنای کفایت دارد

۶

اول سیر و سلوک است به دریا چو رسد

گر به ظاهر سفر سیل نهایت دارد

۷

صائب اندیشه انجام نیارم کردن

بس که آشفته مرا فکر بدایت دارد

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: داردقافیه: ـایت۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دارددارد
  2. بلادارد
  3. شوددارد
  4. رادارد
  5. رسیددارد
  6. استدارد
  7. رسددارد
  8. کردندارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.