غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۴۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پای بر چرخ نهد هرکه ز سر می‌گذرد

رشته چون بی‌گره افتد ز گهر می‌گذرد

۱

جگر شیر نداری سفر عشق مکن

سبزه تیغ در این ره ز کمر می‌گذرد

۲

در بیابان فنا قافلهٔ شوق من است

کاروانی که غبارش ز خبر می‌گذرد

۳

دل دشمن به تهیدستی من می‌سوزد

برق از این مزرعه با دیدهٔ تر می‌گذرد

۴

گرمی لاله‌رخان قابل دل بستن نیست

که به یک چشم زدن همچو شرر می‌گذرد

۵

در چنین فصل که نم در قدح شبنم نیست

خار دیوار تو را آب ز سر می‌گذرد

۶

غنچهٔ زنده‌دلی در دل شب می‌خندد

فیض، آبی است که از جوی سحر می‌گذرد

۷

عارفان از سخن سرد پریشان نشوند

عمر گل در قدم باد سحر می‌گذرد

۸

نسبت دامن پاک تو به گل محض خطاست

که سخن در صدف پاک گهر می‌گذرد

۹

چون صدف مهر خموشی نزند بر لب خویش؟

سخن صائب پاکیزه‌گهر می‌گذرد

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌گذردقافیه: ـر۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. می‌گذردمی‌گذرد
  2. مکنمی‌گذرد
  3. استمی‌گذرد
  4. می‌سوزدمی‌گذرد
  5. نیستمی‌گذرد
  6. نیستمی‌گذرد
  7. می‌خنددمی‌گذرد
  8. نشوندمی‌گذرد
  9. خطاستمی‌گذرد
  10. خویشمی‌گذرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.