غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۴۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از میان تیغ برآور که زمان می‌گذرد

وقت پیرایش گلزار جهان می‌گذرد

۱

غافلان پشت به دیوار فراغت دارند

عمر هرچند که چون آب روان می‌گذرد

۲

می‌کند خواب فراغت به شبستان عدم

هرکه اینجا سبک از خواب گران می‌گذرد

۳

می‌شود رو به قفا روز قیامت محشور

چون شرر هرکه ز دنیا نگران می‌گذرد

۴

در بیابان ملامت دل دیوانه ما

همچو تیغی است که بر سنگ‌فسان می‌گذرد

۵

نتوان طوطی ما را به شکر داد فریب

سخن از چاشنی کنج دهان می‌گذرد

۶

آه از آن دلبر محجوب که در پرده شب

روی پوشیده ز آیینه جان می‌گذرد

۷

گرچه باشد به هوس، عشق به از عقل بود

تیر هرچند بود کج ز کمان می‌گذرد

۸

از جهان گذران نیست گذشتن آسان

شبنم ماست کز این ریگ روان می‌گذرد

۹

صاف شو تا همه خوبان به رضایت باشند

در گلستان، سخن آب روان می‌گذرد

۱۰

صائب از شرم برون آ، که درین یک دو سه روز

نوبت خوبی آن غنچه‌دهان می‌گذرد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: می‌گذردقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«می‌گذرد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌گذردمی‌گذرد
  2. دارندمی‌گذرد
  3. عدممی‌گذرد
  4. محشورمی‌گذرد
  5. مامی‌گذرد
  6. فریبمی‌گذرد
  7. شبمی‌گذرد
  8. بودمی‌گذرد
  9. آسانمی‌گذرد
  10. باشندمی‌گذرد
  11. روزمی‌گذرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.