غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۳۴۳ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریکعبه از کوی تو لبیکزنان میگذردزمزم از خاک درت اشکفشان میگذرد۱با همه تار تعلق که در او پیچیده استشمع در نیمنفس از سر جان میگذرد۲اگر این است فلک، روز و شب عشرت مادر شب جمعه و روز رمضان میگذرد۳قصه خنجر الماس مگویید به ماکه در اینجا سخن از تیغ زبان میگذرد۴غیرت از مدعیان خون مرا خواهد خواستباغبان کی ز سر جرم خزان میگذرد؟۵