بیتو گر شاخ گلی دیده تماشا میکرد
مشق نظاره آن قامت رعنا میکرد
۱دل صد پاره ما دفتر اگر وا میکرد
آتش لاله چه با دامن صحرا میکرد
۲وصل جاوید حجاب نظر آگاهی است
قطره ما سفری کاش ز دریا میکرد
۳ماه رخسار تو انگشتنما بود آن روز
که فلک هاله آغوش مهیا میکرد
۴تیغ ناز تو اگر آب مروت میداشت
گریه بر زندگی خضر و مسیحا میکرد
۵گرچه دل روز خوش از گلخن افلاک ندید
اینقدر بود که آیینه مصفا میکرد
۶حسن خود را اگر از چشم تر ما میدید
آن ستمکاره بیباک چه با ما میکرد
۷اگر از چشم بد خلق نمیاندیشید
صائب از لطف سخن کار مسیحا میکرد
۸