غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۶۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از خموشی دل روشن گهران آب خورد

کوزه سر بسته چو گردید می ناب خورد

۱

گرد غربت ز رخش بحر کند پاک آخر

هر که در راه طلب گرد چو سیلاب خورد

۲

می فزاید گرهی بر گره مشکل دل

رشته جان اگر از چرخ چنین تاب خورد

۳

نیست یک جرعه درین میکده بی خون جگر

باده در جام کند عاشق و خوناب خورد

۴

دایم از خانه برون دشمن من می آید

سنگ بر شیشه ام از زور می ناب خورد

۵

نفسش نکهت پیراهن یوسف دارد

دل هرکس که ازان چاه ذقن آب خورد

۶

به زبان صحبت اشراق ندارد حاجت

شمع روشن دل خود در شب مهتاب خورد

۷

عمر جاوید شود در نظرش موج سراب

خضر اگر زخمی ازان خنجر سیراب خورد

۸

نرود حسرت شمشیر تو از دل به هلاک

گرچه در خواب بود تشنه همان آب خورد

۹

حسن بر عاشق صادق نکند رحم که صبح

خون ز پیمانه خورشید جهانتاب خورد

۱۰

در جهانی که تهیدست برون باید رفت

ساده لوح آن که غم رفتن اسباب خورد

۱۱

کرد دخل کج احباب ز جان سیر مرا

تا به کی ماهی من طعمه ز قلاب خورد؟

۱۲

ندهد لعل تو از سنگدلی نم بیرون

مگر از چاه زنخدان تو دل آب خورد

۱۳

چند در شیشه سر بسته گردون صائب

خون خود را دل بیتاب چو سیماب خورد

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: خوردقافیه: ـب۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. خوردخورد
  2. آخرخورد
  3. دلخورد
  4. جگرخورد
  5. آیدخورد
  6. داردخورد
  7. حاجتخورد
  8. سرابخورد
  9. هلاکخورد
  10. صبحخورد
  11. رفتخورد
  12. مراخورد
  13. بیرونخورد
  14. صائبخورد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.