هرکه را چشم بر آن گوشه ابرو باشد
دلش آویخته پیوسته به یک مو باشد
۱نکشد دل به تماشای خیابان بهشت
هرکه را در نظر آن قامت دلجو باشد
۲خط آن پشت لب از چهره خوشاینده ترست
سبزه را جلوه دیگر به لب جو باشد
۳صحبت قال شمارند خیال اندیشان
خلوتی را که در او چشم سخنگو باشد
۴باطن ما بود از ظاهر ما روشنتر
پشت آیینه ما صافتر از رو باشد
۵سنگ و زر در نظر عارف آگاه یکی است
صدف گوهر انصاف ترازو باشد
۶می پرد دیده به جوی دگرانش چو حباب
روزی هر که نه از قوت بازو باشد
۷نیست پوشیده بر او صورت احوال جهان
هرکه را جام جم آیینه زانو باشد
۸نتوان گوهر نایاب به غواصی یافت
جای رحم است بر آن کس که خداجو باشد
۹هرکه بی جاذبه آن طرف از جا خیزد
حاصلش آبله پا ز تکاپو باشد
۱۰بلبلان خود سر و گلها همه بی شرم شوند
گلستانی که در او یک گل خودرو باشد
۱۱نیست موقوف سبب، سوز دل ما صائب
لاله داغ درین غمکده خودرو باشد
۱۲