غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۰۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدند

همه گلهای چمن در پس دیوار شدند

۱

ای بسا خیره نگاهان که به یک چشم زدن

چون شرر محو در آن شعله دیدار شدند

۲

پرده بردار که از شوق تماشای رخت

در و دیوار جهان آینه رخسار شدند

۳

این چه قدست که تا سایه به گلزار افکند

سروها در بغل رخنه دیوار شدند

۴

تا لوای خط مشکین ترا وا کردند

سرکشان چون علم زلف نگونسار شدند

۵

هیچ کس نیست که داند به چه کار آمده است

بس که مردم ز تماشای تو از کار شدند

۶

کار موقوف به وقت است که اشجار چمن

به نسیمی همه از برگ سبکبار شدند

۷

مرگ را تلخ کند عمر چو شیرین گذرد

جای شکر است که افلاک ستمکار شدند

۸

یارب ای عشق گرانمایه چه اکسیری تو

که همه بیجگران از تو جگردار شدند

۹

مهر زن بر لب دعوی که بسا چون منصور

از تهی مغزی خود تاج سردار شدند

۱۰

رشته عمر به مقراض دو لب قطع شود

بیشتر خلق جهان در سر گفتار شدند

۱۱

صائب این آن غزل مرشد روم است که گفت

عید بگذشت و همه خلق پی کار شدند

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شدندقافیه: ـار۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شدندشدند
  2. زدنشدند
  3. رختشدند
  4. افکندشدند
  5. کردندشدند
  6. استشدند
  7. چمنشدند
  8. گذردشدند
  9. توشدند
  10. منصورشدند
  11. شودشدند
  12. گفتشدند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.