نه همین اهل خرد آینه اسرارند
که ز خود بیخبران نیز خبرها دارند
۱نقطه هایی که درین دایره فرد آمده اند
همه حیرت زده گردش این پرگارند
۲بی گره شو که به یک چشم زدن می گذرند
رشته ها از نظر سوزن، اگر هموارند
۳به ادب باش درین بزم که این پست و بلند
همه در کار، پی رونق موسیقارند
۴قانعانی که فشردند به دل دندان را
خبر از چاشنی میوه جنت دارند
۵آنچه از مایده فیض بر این نه طبق است
رزق جمعی است که در پرده شب بیدارند
۶سالکانی که دل روشن از اینجا بردند
در ته خاک چو خورشید همان سیارند
۷می رسد زود به معراج فنا دست بدست
هرکه را خانه برانداختگان معمارند
۸پیش جمعی که رسیدند ز ساحل به محیط
کوهها کبک صفت جمله سبکرفتارند
۹نیست ممکن که تراوش کند از ما سخنی
در نهانخانه ما آینه ها ستارند
۱۰خاکساری نه بنایی است که ویران گردد
سیلها عاجز کوتاهی این دیوارند
۱۱سر درین معرکه بیقدرتر از دستارست
این رفیقان سبکسر به غم دستارند
۱۲خوبرویان که ندارند رگ تندی خوی
مفت طفلان هوس همچو گل بی خارند
۱۳خودفروشان جهان راست غم رد و قبول
عارفان فارغ از اقرار و غم انکارند
۱۴من گرفتم چمن آرا ز چمن بیرون رفت
سر بسر شبنم این باغ اولوالابصارند
۱۵صائب آنان که درین عهد سخن خرج کنند
دانه سوخته در شوره زمین می کارند
۱۶