غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۶۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل دیوانه من قابل زنجیر نبود

ورنه کوتاهی ازان زلف گرهگیر نبود

۱

عمر مردم همه در پرده حیرانی رفت

عالم خاک کم از عالم تصویر نبود

۲

کار بر نعمت الوان جهان می شد تنگ

اگر از خوردن دل، دیده ما سیر نبود

۳

وحشت آن به که ز تکرار دوبالا نشود

خواب آشفته ما قابل تعبیر نبود

۴

داشت تا شرم کرم راه سخن در دیوان

عذر هرگز به پذیرایی تقصیر نبود

۵

سر ازان بر خط تسلیم نهادیم که عشق

دولتی بود که محتاج به تدبیر نبود

۶

عشق برداشت ز کوچکدلی از خاک مرا

ورنه ویرانه من قابل تعمیر نبود

۷

بی تو گر روی به محراب نماز آوردم

چون کمانخانه ابروی تو بی تیر نبود

۸

شرح خط پیچ و خمی چند به گفتار افزود

نقطه خال تو محتاج به تفسیر نبود

۹

خشکی طالع ما سد سکندر گردید

ورنه پستان نصیب اینهمه بی شیر نبود

۱۰

ناله اهل جنون بود برون از پرگار

صائب امروز که در حلقه زنجیر نبود

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نبودقافیه: ـیر۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نبودنبود
  2. رفتنبود
  3. تنگنبود
  4. نشودنبود
  5. دیواننبود
  6. عشقنبود
  7. مرانبود
  8. آوردمنبود
  9. افزودنبود
  10. گردیدنبود
  11. پرگارنبود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.