دل خالی ز هوس خلوت جانانه بود
شیشه چون شد تهی از باده پریخانه بود
۱دلش از کوتهی رشته عمرست کباب
گریه شمع نه در ماتم پروانه بود
۲شکن زلف تو از خال فریبنده ترست
گره دام تو دلچسب تر از دانه بود
۳بی جنون دایره حسن بود بی پرگار
مرکز حلقه اطفال ز دیوانه بود
۴دایم از کیف دو بالاست دماغش بر تخت
هرکه را تاج و نگین، شیشه و پیمانه بود
۵بخت سبزی که توانگر به دعا می طلبد
قانعان را به نظر سبزه بیگانه بود
۶خرج من دایم از اندازه دخل است زیاد
مور در خرمن من بیشتر از دانه بود
۷لب پیمانه بود نقل شرابم صائب
مطرب محفل من نعره مستانه بود
۸