غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در سر زلف تو مجنون دل فرزانه شود

هرکه پیوست به این سلسله دیوانه شود

۱

حسن را عشق ز آفات بلاگردانی است

شمع را دست حمایت پر پروانه شود

۲

دل اطفال ز سنگ است گران تمکین تر

کس درین شهر به امید که دیوانه شود؟

۳

غم روزی نبود مرغ گرفتار ترا

گره دام، اسیران ترا دانه شود

۴

سالها شد دل صدچاک به خون می غلطد

به امیدی که سر زلف ترا شانه شود

۵

گذرد سرسری از ملک سلیمان چون باد

سر هرکس ز خیال تو پریخانه شود

۶

می پرد چشم دو عالم پی آن طرفه غزال

آشنا تا که به آن معنی بیگانه شود؟

۷

نه چنان است تماشای صنم دامنگیر

که برون ناله ناقوس ز بتخانه شود

۸

هست امید که از دور نیتفد هرگز

گل پیمانه اگر سبحه صد دانه شود

۹

پیش آن کس که ازین نشأه به تنگ آمده است

دم شمشیر شهادت لب پیمانه شود

۱۰

بی نیازست ز افسون خوشامد دولت

این نه خوابی است که محتاج به افسانه شود

۱۱

خالی از فکر چو گردید شود دل پر ذکر

تهی از می چو شد این شیشه پریخانه شود

۱۲

برنخیزد به سبکدستی محشر از جای

هرکه زیر و زبر از جلوه مستانه شود

۱۳

از غریبی دل ناقوس به فریاد آمد

صائب آن روز که بیرون ز صنمخانه شود

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شودقافیه: ـانه۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. استشود
  3. ترشود
  4. تراشود
  5. غلطدشود
  6. بادشود
  7. غزالشود
  8. دامنگیرشود
  9. هرگزشود
  10. استشود
  11. دولتشود
  12. ذکرشود
  13. جایشود
  14. آمدشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.