مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
سیل از کوه گرانسنگ به تمکین نشود
۱جنگ با گردش چرخ قدر انداز خطاست
سپر تیر قضا جبهه پرچین نشود
۲از تماشای تو چون خلق نیارند ایمان؟
کافرست آن که ترا بیند و بی دین نشود
۳نیست از چین جبین خیره نگاهان را باک
خار از چیدن گل مانع گلچین نشود
۴هست بی صورت اگر مالک صد گنج بود
تا توانگر کسی از چهره زرین نشود
۵چون گل از خنده رنگین نگشاید صائب
دل هرکس تهی از گریه خونین نشود
۶