رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد
بگذارید که آوازه جنت شنود
۱روزگاری است که تصدیق نمی باید کرد
اگر از صبح کسی حرف صداقت شنود
۲نیست پیش تو خبر، ورنه ز هر ذره خاک
گوش معنی طلب اسرار حقیقت شنود
۳سخت رویی که به خود راه نصیحت بسته است
باش تا یک به یک از اشک ندامت شنود
۴برگ سبزی که نگیرد ز بهاران خط راه
از دم سرد خزان نغمه رخصت شنود
۵باده ناب به ساغر کند از پرده گوش
هر که صائب سخن تلخ به رغبت شنود
۶هرکه گفتار صواب از سر غفلت شنود
مایه جهل شود هرچه ز حکمت شنود
۷دل آگاه ز هر ذره شود پندپذیر
مرده دل از دهن گور نصیحت شنود
۸سخن راست خدنگی است که زهرآلودست
جگر شیر که دارد که به جرأت شنود؟
۹عندلیبی که ز تعجیل بهار آگاه است
از شکر خند گل آوازه رحلت شنود
۱۰دل آگاه درین غمکده چون شاد شود؟
که ز هر ذره او ناله حسرت شنود
۱۱هر که از نرم زبانان نشود نرم دلش
سخن سخت ز هر سنگ ملامت شنود
۱۲از زبان بازی امواج، صدف آسوده است
غرقه عشق کجا حرف ملامت شنود؟
۱۳قصه عشق کند آب دل مردان را
نیست افسانه که هر طفل به رغبت شنود
۱۴در توفیق شود باز به رخسار کسی
کز ته دل سخن اهل حقیقت شنود
۱۵همچو پروانه جگر سوخته ای می باید
که ز خاکستر ما بوی محبت شنود
۱۶