غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۶۲۵ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریچشم آیینه گر از خواب بهم می آیدمژه عاشق بیتاب بهم می آید۱خون گرم است علاج دهن شکوه زخمرخنه دل ز می ناب بهم می آید۲خس و خاری که درین دامن صحرا پهن استبه سبکدستی سیلاب بهم می آید۳در دل صاف نماند اثر تیغ زبانزخم این آینه چون آب بهم می آید۴صائب از جلوه مستانه آن دشمن دینلب خمیازه محراب بهم می آید۵