حسن در پرده نیرنگ چرا می آید؟
گل بیرنگ به صد رنگ چرا می آید؟
۱گرنه در پرده دل مطرب دمسازی هست
از جگر ناله به آهنگ چرا می آید؟
۲حسن سنگین دل اگر کعبه مشتاقان نیست
در لباس خط شبرنگ چرا می آید؟
۳خار بهر گل بی خار بلاگردانی است
حسن را صحبت من ننگ چرا می آید؟
۴نخل بی بر نشود گر ز جنون بارآور
اینقدر بر سر من سنگ چرا می آید؟
۵صحبت سوختگان باغ و بهار شررست
سوز عشق از دل ما تنگ چرا می آید؟
۶اگر از عشق تو خون نیست دل سنگدلان
لعل بیرون ز دل سنگ چرا می آید؟
۷چه نشاط است که در پرده خاموشی نیست؟
غنچه از بستن لب تنگ چرا می آید؟
۸صلح با دشمن خونخوار بود مستان را
اینقدر چشم ترا جنگ چرا می آید؟
۹اگر از دیدن او آب نگردید دلم
اشک من اینهمه بیرنگ چرا می آید؟
۱۰پاک چشمان ز هنر چشم ندوزند به عیب
چشمت از آینه بر زنگ چرا می آید؟
۱۱چه به از آینه صاف بود یوسف را؟
حسن بیرون ز دل تنگ چرا می آید؟
۱۲باغ بی غنچه نمی باشد و گل بی شبنم
عارت از صائب دلتنگ چرا می آید؟
۱۳