بوی دل از نفس باد صبا میآید
میتوان یافت کز آن زلف دوتا میآید
۱بیقناعت نتوان شد به سعادت مشهور
این صفیری است که از بال هما میآید
۲ناله و خنده این باغ به هم پیچیده است
غنچه در وقت شکفتن به صدا میآید
۳همت از پیر مغان جوی که چون کار افتد
کار تیغ دو دم از قد دوتا میآید
۴میشود گرچه بیابانی از آواز تو هوش
دل رم کرده ز بوی تو به جا میآید
۵این کمانی که دل وحشی من زه کرده است
یک سر تیر ز من سایه جدا میآید
۶نیست در غیب اگر باغ و بهاری صائب
اینقدر معنی رنگین ز کجا میآید؟
۷