عاشق آزرده و محزون و غمین می باید
صاحب گنج گهر تلخ جبین می باید
۱خیره چشمان هوس را ادبی در کارست
حسن بی قید ترا چین به جبین می باید
۲همچو خورشید به ذرات جهان گرم درآی
گر ترا روی زمین زیر نگین می باید
۳خشم ماری است که سر کوفته می باید داشت
حرص موری است که در زیر زمین می باید
۴هیچ کس منکر تحت الحنک واعظ نیست
اینقدر هست که چسبانتر ازین می باید
۵پاک کن از سخن پوچ دهان را صائب
لقمه کام صدف در ثمین می باید
۶