سرو بستان حیا غنچه جبین می باید
نرگس باغ ادب پرده نشین می باید
۱شوخ چشمی که به صیادی دل می آید
نگهش در پس مژگان به کمین می باید
۲چشم مخمور و نگه سرخوش و لبها میگون
زاهد کوی خرابات چنین می باید
۳بر سر تخت دم از عشق زدن بی معنی است
عاشق بی سر و پا خاک نشین می باید
۴اشک چون بی اثر افتاد به خاکش بسپار
صدف بدگهران زیر زمین می باید
۵همه آهونگهان بر سر مجنون جمعند
چشم بد دور، نظرباز چنین می باید
۶صائب اسباب جنونم همه آماده شده است
گوشه چشمی ازان زهره جبین می باید
۷