چشم پرحرف و لب بوسه ربا می باید
حسن سهل است، ز معشوق ادا می باید
۱سنبل زلف ترا یک سر مو نیست کمی
گل رخسار ترا رنگ حیا می باید
۲به سر زلف تسلی نتوان کرد مرا
دست گستاخ مرا بند قبا می باید
۳نتوان دست به یک کاسه به یکسان کردن
کاسه و کوزه زهاد جدا می باید
۴نتوان رفت به یک پای فتادن از دست
پا چو از کار فتد دست دعا می باید
۵چند پرسی به ره عشق چه دربایست است
تیشه بر فرق سر و خار به پا می باید
۶برگ کاهی چه قدر راهنوردی بکند؟
جذبه ای از طرف کاهربا می باید
۷همه اسباب سفر کرده مهیا صائب
جنبش ابرویی از راهنما می باید
۸