دست اسباب بگیرید و به سیلاب دهید
به دل جمع، دگر داد شکر خواب دهید
۱دل بی عشق چه در سینه نگه داشته اید؟
بر سرش جان بگذارید و به قصاب دهید
۲آبرو در چمن خشک مزاجان جهان
آنقدر نیست که خار مژه ای آب دهید
۳صحبت صافدلان برق صفت در گذرست
هرچه دارید به می در شب مهتاب دهید
۴روی دل بر طرف خانه حق می باید
چه زیان دارد اگر پشت به محراب دهید؟
۵هیچ کار از مدد بخت نگون پیش نرفت
سر این رشته به شاگرد رسن تاب دهید
۶بلبلان گر سر همچشمی صائب دارید
اول از نغمه تر تیغ زبان آب دهید
۷