به گرد گریه من ابر درفشان نرسد
به آه حسرت من برق خوش عنان نرسد
۱مجردان چو مسیح از علایق آزادند
کمند رشته مریم به آسمان نرسد
۲مرا ز خرمن گردون چه چشمداشت بود؟
که برگ کاه به چشمم ز کهکشان نرسد
۳به زهد خشک به معراج قرب نتوان رفت
که کس به عالم بالا به نردبان نرسد
۴ز سطحیان مطلب غور نکته های دقیق
هما به چاشنی مغز استخوان نرسد
۵گشایش از دم پیران بود جوانان را
به خاکبوس هدف تیر بی کمان نرسد
۶به خواری وطن از عیش غربتم قانع
که هیچ گل به خس و خار آشیان نرسد
۷کمند آه ستمدیدگان عنان تاب است
نمی شود به سر چاه، کاروان نرسد
۸حضور همنفسان مغتنم شمر صائب
که لذتی به ملاقات دوستان نرسد
۹