ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد
در آفتاب قیامت پناه پیدا شد
۱ز خط به چهره لغزنده تو دلشادم
که دست پیچ برای نگاه پیدا شد
۲شکر اگر چه شود حاصل از زمین سیاه
ز شکر تو زمین سیاه پیدا شد
۳ز تنگی آن دهن از دیده بود پوشیده
ز خط به تنگ دهان تو راه پیدا شد
۴به حیرتم ز خط سبز آن لب نمکین
که چون ز کان ملاحت گیاه پیدا شد؟
۵دمید خط ز بناگوش آن سمن سیما
غریب شامی ازین صبحگاه پیدا شد
۶ز فتنه خط شبرنگ او مشو ایمن
که برق، صائب از ابر سیاه پیدا شد
۷