اگر چنین سخن ما بلند خواهد شد
زبان جرأت منصور بند خواهد شد
۱اگر بهار کند سبز تخم سوخته را
مرا ستارهٔ طالع بلند خواهد شد
۲طبیب اگر چو مسیحا بر آسمان رفته است
ز چارهجویی من دردمند خواهد شد
۳مگر نقاب به رخسار آتشین فکنی
وگرنه خردهٔ گلها سپند خواهد شد
۴چنین بلند شود گر نهال قامت او
خیالها همه کوتهکمند خواهد شد
۵ز آتش تو سمندر به زینهار آمد
کجا نقاب به روی تو بند خواهد شد
۶میان خوف و رجا شد دل دو عالم خون
که تا قبول تو مشکلپسند خواهد شد
۷کلاهگوشهٔ قارون به آفتاب رسید
چه وقت طالع ما سربلند خواهد شد
۸سری که بر سر زانوی دار میرقصد
مقیّد تن منصور چند خواهد شد
۹شکست شیشهٔ دل را مگو صدایی نیست
که این صدا به قیامت بلند خواهد شد
۱۰سبکعنانی باد بهار اگر این است
هزار غنچهٔ دل هرزهخند خواهد شد
۱۱چنین نوای تو گر آتشین شود صائب
بر آتش تو جگرها سپند خواهد شد
۱۲