به خاک دیر جبینی که آشنا باشد
اگر به کعبه رود روی بر قفا باشد
۱نشاط هردو جهان بی حضور دل بادست
بجاست تخت سلیمان چودل بجا باشد
۲چونیست نشأه مستی ز پادشاهی کم
بط شراب چراکمتر ازهما باشد
۳به جرم جوهرذاتی وپاکی گوهر
چوتیغ قسمت من آب ناشتا باشد
۴نمک به دیده گستاخ شبنم افشانند
در آن چمن که نگهبان در او احیا باشد
۵برآر رخت اقامت زچار موجه صوف
که حرز عافیت از نقش بوریا باشد
۶بشو ز کاسه سرگرد عقل را به شراب
مهل که جام جم عشق بی صفاباشد
۷کمند جاذبه چهره شکسته من
نهشت کاه در آغوش کهربا باشد
۸زشرم عقده سردرگم من آب شود
اگر چه غنچه پیکان گرهگشا باشد
۹چنان ضعیف شدم در فراق اوصائب
که بال سیر من از جذب کهربا باشد
۱۰