زخاکساری دل برقرار خودباشد
گهرزگردیتیمی حصارخودباشد
۱زبیقراری بلبل کجا خبر دارد
گلی که شب همه شب در کنارخود باشد
۲زشست صاف رباید چنان ز گل شبنم
که رنگ چهره گل برقرار خود باشد
۳شده است ساقی ما از خمار می بیتاب
نعوذبالله اگر در خمار خود باشد
۴که دل زپیچه آن شوخ می تواند برد
که آفتاب همان بیقرار خود باشد
۵همان زوعده خلافی مرا کشد هرچند
زناامیدی من شرمسار خود باشد
۶مرا دلی است درین باغ چون گل رعنا
که هم خزان خود وهم بهار خود باشد
۷سبکروی که نداده است دل به حب وطن
به هرکجاکه رود در دیار خود باشد
۸فریب یاری هم خورده اندساده دلان
نیافتیم کسی را که یار خود باشد
۹توان به کعبه مقصود بی دلیل رسید
اگر تپیدن دل برقرار خود باشد
۱۰زشاهدان معانی چه سیرچشم شود
اگر زدل کسی آیینه دار خود باشد
۱۱بپوش چشم خود از عیب تاشوی بی عیب
که عیب پوش کسان پرده دار خود باشد
۱۲به کیش خودشکنان آدم تمام آن است
که وقت عرض هنر پرده دار خود باشد
۱۳زانقلاب جهان صائب آرمیده بود
رمیده ای که دلش برقرار خود باشد
۱۴