غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۵۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا که سایه خم سایه کمر باشد

چه احتیاج به سرسایه دگر باشد

۱

عطای دوست بود بی دریغ بخش ارنه

سری کجاست که لایق به دردسرباشد

۲

زسیل حادثه از جا روند بیجگران

کمند وحدت ما موجه خطر باشد

۳

همیشه عشق زتردامنان در آزارست

بلای چشم بود هیزمی که تر باشد

۴

مرا از آن سفر بیخودی خوش آمده است

که بی نیاز ز تمهید همسفر باشد

۵

شراب تلخ به اندازه خورکه خون در رگ

زاعتدال چو بگذشت نیشتر باشد

۶

کنم درست کدامین شکسته خود را

مرا که دست ودل از هم شکسته تر باشد

۷

به قبض وبسط مرا صائب اختیاری نیست

گشاد و بست من از عالم دگر باشد

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: باشدقافیه: ـر۷ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. باشدباشد
  2. ارنهدردسرباشد
  3. بیجگرانباشد
  4. آزارستباشد
  5. استباشد
  6. رگباشد
  7. راباشد
  8. نیستباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.