زبستگی دل آگاه شادمان باشد
که لال را ز ده انگشت ترجمان باشد
۱شکسته پایی من برفلک گران باشد
پیاده هر که رودبار کاروان باشد
۲قدم برون منه از خودکه تیر کجرفتار
همان به است که در خانه کمان باشد
۳درین دوهفته که گل گرم محمل آرایی است
کسی چه در پی تعمیر آشیان باشد
۴و فابه وعده نمودن خوش است پیش از وقت
که ماه سی شبه بردیده ها گران باشد
۵زبان شکوه ما نیست شمع هر مجلس
چو سنگ آتش مادر جگر نهان باشد
۶برون ز عالم گل عشق را خیابانهاست
که سرو کوته آن عمر جاودان باشد
۷نتیجه نفس گرم عندلیبان است
که عمر شبنم گستاخ یک زمان باشد
۸امید هست خدامهربان شود صائب
طبیب اگر به من خسته سرگران باشد
۹