غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۸۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به چشم شوخ رگ خواب تازیانه شود

که خاروخس چوبه آتش رسد زبانه شود

۱

بهار رنگ خزان برکند در آخر حسن

به تیغ غمزه خط سبز موریانه شود

۲

به نیکوان سر طومار شکوه باز مکن

که خواب حسن گرانسنگ ازین فسانه شود

۳

به بلبلی که حیاتش ز بوی گل باشد

قفس چگونه گوارا ز آب ودانه شود

۴

ز باده نرم نشد لعل او که هیهات است

کز آب آتش یاقوت بی زبانه شود

۵

چنین که گل شده از برگ گوش سرتاپا

چگونه بلبل ماسیر از ترانه شود

۶

مریز اشک به تحصیل رزف چون طفلان

که در گلو چوگره گشت گریه دانه شود

۷

به هیچ جا نرسد هرکه همتش پست است

پرشکسته خس وخار آشیانه شود

۸

شود ز وسعت مشرب بهشت خارستان

که جوش خلق به عارف شرابخانه شود

۹

گناه کجروی توست ناامیدی تو

که تیر راست خطا کمتر از نشانه شود

۱۰

چنان که غنچه شود نیمشب شکفته به باغ

شکفته بیش دل از باده شبانه شود

۱۱

دهد به راهروان بال وپر سبکباری

پیاده پیشتر از کاروان روانه شود

۱۲

نشست از دل من گریه گرد کلفت را

کجا ز موج زدن بحر بیکرانه شود

۱۳

ز بردباری من سرکشی شود پامال

ز خاکساری من صدر آستانه شود

۱۴

گشاده رویی گل عندلیب را صائب

درین شکفته چمن باعث ترانه شود

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شودقافیه: ـانه۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. حسنشود
  3. مکنشود
  4. باشدشود
  5. استشود
  6. سرتاپاشود
  7. طفلانشود
  8. استشود
  9. خارستانشود
  10. توشود
  11. باغشود
  12. سبکباریشود
  13. راشود
  14. پامالشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.