به چشم شوخ رگ خواب تازیانه شود
که خاروخس چوبه آتش رسد زبانه شود
۱بهار رنگ خزان برکند در آخر حسن
به تیغ غمزه خط سبز موریانه شود
۲به نیکوان سر طومار شکوه باز مکن
که خواب حسن گرانسنگ ازین فسانه شود
۳به بلبلی که حیاتش ز بوی گل باشد
قفس چگونه گوارا ز آب ودانه شود
۴ز باده نرم نشد لعل او که هیهات است
کز آب آتش یاقوت بی زبانه شود
۵چنین که گل شده از برگ گوش سرتاپا
چگونه بلبل ماسیر از ترانه شود
۶مریز اشک به تحصیل رزف چون طفلان
که در گلو چوگره گشت گریه دانه شود
۷به هیچ جا نرسد هرکه همتش پست است
پرشکسته خس وخار آشیانه شود
۸شود ز وسعت مشرب بهشت خارستان
که جوش خلق به عارف شرابخانه شود
۹گناه کجروی توست ناامیدی تو
که تیر راست خطا کمتر از نشانه شود
۱۰چنان که غنچه شود نیمشب شکفته به باغ
شکفته بیش دل از باده شبانه شود
۱۱دهد به راهروان بال وپر سبکباری
پیاده پیشتر از کاروان روانه شود
۱۲نشست از دل من گریه گرد کلفت را
کجا ز موج زدن بحر بیکرانه شود
۱۳ز بردباری من سرکشی شود پامال
ز خاکساری من صدر آستانه شود
۱۴گشاده رویی گل عندلیب را صائب
درین شکفته چمن باعث ترانه شود
۱۵