غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۸۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اسیر عشق تو دلتنگ از الم نشود

حجاب خنده این کبک کوه غم نشود

۱

کجا به درهم ودینار می شود معمور

به درد وداغ تو هر دل که محتشم نشود

۲

ز حرف مردم عالم کشیده دار انگشت

که زود عمر تو کوتاه چون قلم نشود

۳

کراست زهره تواند به گرد ما گردید

اگر کبوتر ما دور از حرم نشود

۴

به زیر بار ستم روزگار خم سازد

ز بار طاعت حق قامتی که خم نشود

۵

به سنگ کم نکند التفات مرد تمام

خداپرست مقید به یک صنم نشود

۶

که رو نهاد به هستی که از پشیمانی

نفس گسسته به معموره عدم نشود

۷

ز انقلاب توان برد جان به همواری

که آب آینه هرگز زیاد وکم نشود

۸

شود ز گردگنه پاک سینه ای صائب

که غافل از نفس پاک صبحدم نشود

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نشودقافیه: ـم۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نشودنشود
  2. معمورنشود
  3. انگشتنشود
  4. گردیدنشود
  5. سازدنشود
  6. تمامنشود
  7. پشیمانینشود
  8. هموارینشود
  9. صائبنشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.