غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۳۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

که با تو حرف شهیدان عشق می‌گوید

که خون شبنم از آفتاب می‌جوید

۱

به اشک روی مرا شسته طفل خودرایی

که هفته هفته رخ خویش را نمی‌شوید

۲

در آن دیار که ماییم بی‌غمی کفر است

هوای ابر ز دل میل باده می‌شوید

۳

کراست زهره که از آستین برآرد دست

صبا درین چمن از شرم گل نمی‌بوید

۴

ترا گمان که تو در خواب آنچه می‌بینی

به ما تپیدن دل یک به یک نمی‌گوید

۵

چه ماتم است ندانم نهفته در دل خاک

که رخ به خون جگر شسته لاله می‌روید

۶

ز شرم نیست نظر پیش پا فکندن یار

بهانه‌اش شده آخر بهانه می‌جوید

۷

رسید عشق به پابوس عرش و برگردید

هنوز عقل گران‌جان رفیق می‌جوید

۸

اگر به چشمه تیغ تو راه خضر افتد

ز جبهه خط غبار حیات می‌شوید

۹

ز تاب پرتو روی تو دیده صائب

ز آفتاب قیامت پناه می‌جوید

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـوید۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌گویدمی‌جوید
  2. خودرایینمی‌شوید
  3. استمی‌شوید
  4. دستنمی‌بوید
  5. می‌بینینمی‌گوید
  6. خاکمی‌روید
  7. یارمی‌جوید
  8. برگردیدمی‌جوید
  9. افتدمی‌شوید
  10. صائبمی‌جوید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.