از کوچه ای که آن گل بی خار بگذرد
موج لطافت از سر دیوار بگذرد
۱تا حشر جای سبزه برآید ز بان شکر
بر هر زمین که سرو تو یک بار بگذرد
۲خاری است خار عشق که بی دست وپا شود
آتش اگر ز سایه آن خار بگذرد
۳مژگان وچشم عاشق دیرینه همند
چون می شود که آبله از خار بگذرد
۴ای کارساز خلق به فریاد من برس
زان پیشتر که کار من از کار بگذرد
۵از سرگذشته اندکریمان و این زمان
کو سرگذشته ای که زدستار بگذرد
۶چند از خیال گنج که خاکش به فرق باد
عمرم به تلخی دهن مار بگذرد
۷قطع نظر ز نعمت فردوس مشکل است
صائب چسان ز لذت دیدار بگذرد
۸