راهی که مرغ عقل به یک سال میپرد
در یک نفس جنون سبکبال میپرد
۱چشم گرسنه را نکند سیر جمع مال
در خرمن است و دیده غربال میپرد
۲حرصش فزون ز خاک شود همچو چشم دام
چشم ندیدهای که پی مال میپرد
۳دولت ز آستان فنا جو که این هما
از سرگذشتگان را دنبال میپرد
۴بگذر ز آرزو که به جایی نمیرسد
چندان که دل به شهپر آمال میپرد
۵زین آتشی که در جگر تشنه من است
همچو سپند عقده تبخال میپرد
۶در مطلب بلند به همت توان رسید
عنقا به کوه قاف به این بال میپرد
۷ایام عمر زود به انجام میرسد
زینسان که ماه میرود وسال میپرد
۸پامال کرد اگر چه مرا جلوههای او
گوشم همان به نغمه خلخال میپرد
۹غافل مشو ز آه ضعیفان کز این نسیم
افسر ز فرق دولت و اقبال میپرد
۱۰صائب چو یاد گردش آن چشم میکنم
هوش از سرم چو مرغ سبکبال میپرد
۱۱